محمد تقي جعفري
271
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
6 - . . . زندگى هدفى جز خور و خواب و خشم و شهوت ندارد 7 - . . . آنچه كه بايد يك انسان انجام بدهد ، كوشش براى بدست آوردن قدرت براى تورّم خود طبيعىاش است و چشيدن لذّت براى خوش داشتن آن خود طبيعى متورّم و غير ذلك در اين صورت قطعى است كه هيچ منطقى براى بازخواست قاتل عمدى ندارد ، مخصوصا اگر قاتل عمدى هم مانند خود گردانندگان تمدّن امروزى مقدارى اصطلاح براى بافتن داشته باشد و بگويد : آقايان داوران ، شما با كدامين دليل مرا بيمار مىخوانيد و يا با كدامين دليل مرا مستحقّ كيفر قلمداد مىكنيد ، با اين كه من جز كارى طبيعى و جبرى چيزى انجام ندادهام كارى كه من كردهام ، عبارت است از مرخص كردن يك موجود جاندار بوسيلهء قدرتى كه در اختيار داشتم و مطابق قوانين جبرى علَّت و معلول . اين موجود جاندار به حكم انسان متمدّنى از گروه شما ( فرويد ) معلول اشباع غريزهء جنسى آزادانه و بدون قيد و شرط و كارت رسمى براى زندگى ، بوده است . چه مىگوئيد و از من چه مىخواهيد تمدّنى كه اسلام براى انسان پيشنهاد مىكند ، بر مبناى آن اصالت انسانى است كه در آيهء زير توضيح داده است : * ( أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ) * ( 1 ) ( قطعى است كه هر كسى يك فرد از انسان را نه به جهت قصاص يا افساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همهء مردم را كشته است و كسى كه فردى از انسان را احياء كند مانند اينست كه همهء مردم را احياء نموده است . ) با نظر به اين آيهء است كه اسلام ارزش حيات انسانها را بالاتر از كميّتها
--> ( 1 ) . المائده آيهء 32 .